برچسب: نویسنده: ایلیا شریعتی تاريخ: شنبه 22 دی 1397 ساعت: 2:26
به قول یکی از بچههای توییتر بابت تمام دفعاتی که واسه شوخی با بچههای علوم تحقیقات از لفظ علوم تفریحات استفاده کردم الان عذاب وجدان دارم! خدا به خانوادههاشون صبر بده....
برچسب: نویسنده: ایلیا شریعتی تاريخ: شنبه 22 دی 1397 ساعت: 2:26

از شرایط موجود در این عکس، فقط برگش رو دارم :| :)))) عنوان هم جملهایه که احتمالا اگه مامانم وبلاگ رو میخوند، کامنت میذاشت D: بعد اگه اینجا اینستاگرام بود باید نسترن رو به خاطر اهدای اون برگ منشن میکردم :) دیدید حالا... من یه برگی دارم که نسترن بهم داده. چندتاتون برگ نسترنی دارید؟ :)))
برچسب: نویسنده: ایلیا شریعتی تاريخ: شنبه 22 دی 1397 ساعت: 2:26
برچسب: نویسنده: ایلیا شریعتی تاريخ: شنبه 22 دی 1397 ساعت: 2:26
من هرگز شب از روی پل نمیگذرم. این نتیجهی عهدی ست که با خود بستهام. آخر فکرش را بکنید که کسی خودش را در آب بیندازد. آن وقت از دو حال خارج نیست: یا شما برای نجاتش خود را در آب میافکنید و در فصل سرما
برچسب: نویسنده: ایلیا شریعتی تاريخ: شنبه 22 دی 1397 ساعت: 2:26
برچسب: نویسنده: ایلیا شریعتی تاريخ: شنبه 22 دی 1397 ساعت: 2:26
ساعت سه و نیم صبحه! آنالیزور داره سوال طرح میکنه و من تایپ میکنم و جفتمون داریم هذیون میگیم از شدت خستگی! سر تایپ فرمولا کلی خندیدیم. کلی فحش رکیک به علم و علم آموزی دادیم! :) و الان هر کدوم یه ور اتاق ولوییم. و هنوز یه سری سوال مونده :/ شاهد باشید پا به پاش تا این ساعت اومدم. حالا باز فردا میگه تو که منو دوست نداری و برا همه وقت میذاری غیر من :)!
برچسب: نویسنده: ایلیا شریعتی تاريخ: شنبه 22 دی 1397 ساعت: 2:26
برچسب: نویسنده: ایلیا شریعتی تاريخ: شنبه 22 دی 1397 ساعت: 2:26
یک روز هم کتابی مینویسم در مورد تهران، در مورد دالان تنگ و گرفتهی ترمینال جنوب و زنی که با التماس کمک میخواهد و صدای گریههای بچهاش تا روزها از ذهنت پاک نمیشود. از دست فروشهای دماغ عملی مترو، از
برچسب: نویسنده: ایلیا شریعتی تاريخ: شنبه 22 دی 1397 ساعت: 2:26